پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - امتداد خط خون در حافظه تاريخ - محسنی فرد فرزانه

امتداد خط خون در حافظه تاريخ
محسنی فرد فرزانه

در حالي كه رژيم صهيونيستي سعي داشت تا اقدامات نظامي اخير خود در جنين، نابلس، رام الله، بيت لحم و طولكرم را پوشيده و پنهان نگه دارد و تمام تلاش خود را به كار گرفت كه رسانه‌هاي جهاني از جزئيات آن مطلع نشوند، اما اخبار مربوط به جنايات اخير اسراييلي‌ها بسيار زودتر و سريع‌تر از آنچه فكر مي‌كردند، منتشر شد و به خط آگاهي افكار عمومي جهاني پيوست. سرگئي شكمان، خبرنگار نيويورك تايمز مي‌نويسد:
«به هيچ وجه نمي‌توان دامنه‌ي تخريب شهرهاي كوچك و بزرگي، چون رام الله، بيت لحم، طولكرم، نابلس و جنين را توصيف كرد... اين مناطق هم‌چنان تحت اشغال اسراييل قرار دارد و صداي تيراندازي گشتي‌هاي اسراييل از نقاط مختلف به گوش مي‌رسد... به وضوح مي‌توان مشاهده كرد كه زيرساخت‌هاي زندگي؛ مانند جاده‌هاي، مدارس، برق، لوله‌هاي آب، خطوط تلفن و... . همگي نابود شده‌اند...».
آن چه اسراييل به دنبال آن بود، جلوگيري از آشنايي اذهان و خاطره‌ها با رويداد اخير بود تا هرگز نتواند در حافظه‌ي تاريخي ملت‌هاي جهان ثبت شود و افرادي، چون «ادوارد سعيد» نگران فراموشي خاطره‌هاي تلخ قتل عام و كشتارهاي دسته‌جمعي فلسطيني‌ها به دست عوامل خون ريز اسرائيل نباشد. كه «نابودي جامعه‌ي فلسطين در سال ١٩٤٨ و به وجود آمدن جمعي آواره، نبرد در كرانه‌ي غربي و غزه و اشغال نظامي مناطق از سال ١٩٦٧، تجاوز سال ١٩٨٢ و قتل عام ٥٠٠/١٧لبناني و فلسطيني، قتل عام صبرا و شتيلا، حملات مداوم به مدارس، اردوگاه‌هاي آوارگان، بيمارستان‌ها و سازمان‌ها، همه از ذهن مردم پاك شده است. واقعاً چه هدف يا مقصود غير تروريستي مي‌تواند در نابودسازي وزارت آموزش، شهرداري رام‌الله، اداره‌ي ثبت و مؤسسات متعددي كه در زمينه‌ي حقوق شهروندي، بهداشت و توسعه‌ي اقتصادي فعالند و يا بيمارستان‌ها و ايستگاه‌هاي راديو و تلويزيوني نهفته باشد؟ آيا نمي‌توان به وضوح مشاهده كرد كه شارون نه فقط به دنبال كشتن فلسطيني‌هاست، بلكه سعي دارد آنان را به عنوان مردمي داراي مؤسسات ملّي از بين ببرد؟» و آن چه را كه بوش در توصيف عملكرد شارون مي‌گويد و او را مرد صلح و دوستي مي‌امد، تأييدي بر استراتژي اسراييل است كه سعي دارد جنايات و كشتار مردم فلسطين را ناديده گرفته وبر نابودي تعدادي اسراييلي تكيه كند. ادوارد سعيد درمقاله‌اي كه روزنامه‌ي الاهرام آن را منتشر كرده، مي‌نويسد:
«جان اسراييلي‌ها در قبال زندگي فلسطينياني كه در اثر حضور نظاميان اسراييل و اشغال طولاني مدت سرزمين خود، مورد تجاوز و شكنجه قرار گرفته و به قتل مي‌رسند، از ارزش بالاتري برخوردار است و آيا برخورد وحشيانه‌اي كه شارون از ابتداي فعاليت خود در دهه‌ي ١٩٥٠ تاكنون با فلسطينيان در پيش گرفته است، به فراموشي سپرده مي‌شود؟!!»
اما آيا حافظه‌ي تاريخي ملت‌هاي جهان مي‌تواند حجم عظيم مصيبت‌ها و درد و رنج فلسطيني‌ها را در اثر اعمال فشار، قتل عام و كشتار بي‌رحمانه‌ي اسراييلي‌ها از ياد ببرد؟ آيا تاريخ به ملت مظلوم و ستم ديده‌ي فلسطين خيانت خواهد كرد؟ آيا اسرائيل و قدرت‌هايي كه در صدد حمايت از او هستند، خواهند توانست تاريخ را چشم بسته از برابر تابلوي حُزن‌آلود و مصيب‌بار فلسطين عبور دهند؟ آيا فضاي سياسي و اخلاقي جهان چنين اتفاقي را برخواهد تافت و آن را تحمل خواهد كرد؟
آيا جامعه‌ي جهاني، يافا، الخصاص، ديرياسين، قبيه، خان‌يونس، كفرقاسم، تل زعتر، لبنان ١٩٨٢ و صبرا و شتيلا را از ياد برده است؟ هرگز!
هنوز پس از ٥٥ سال، جامعه‌ي جهاني از ياد نبرده است كه تنها پس از دسامبر ١٩٤٧ تا فوريه‌ي سال ١٩٤٨ تشكيلات مسلح ويژه‌ي اسراييلي‌ها مرتكب بيش از ٢٠٠٠ حمله‌ي مسلحانه به اهالي بي‌دفاع غرب شدند و آنها را به مرگ تهديد كرده و وادار كردند تا محلّه‌هاي زاد و ولد بومي خود را ترك كنند. همان‌طور كه سال‌هاي پيش از آن (سال ١٩٣٣) را نيز از ياد نبرده است كه فلسطين صبح روز جمعه ٢٧ اكتبر خود را با اعتصاب عمومي و همه‌جانبه آغاز كرد و رهبران و جوانان از چهارگوشه‌ي فلسطين خود را به «يافا» رساندند تا در تظاهرات عليه سياست‌هاي اشغالگرانه‌ي اسراييلي‌ها شركت داشته باشند و پليس با حمله‌ي گسترده‌ي خود، به سوي تظاهركنندگان تيراندازي كرد و ٥٣ نفر را شهيد و ٢٠٠ نفر را زخمي كرد و كشتارهاي بيرحمانه‌ي ديگري كه هم‌چنان از همان سال‌ها تاكنون به عنوان يك خط خون ممتد در تاريخ دفاع مظلومانه فلسطيني‌ها است ديده مي‌شود.
در اواخر سال ١٩٤٧ نيروهاي اسراييلي افراد مسلحي از گروه «هاگانا» را با استفاده از تاريكي شب وارد روستاي «الخصاص» در نزديكي مرز سوريه كردند و با آتش نارنجك‌ها و گلوله‌هاي مسلسل‌هاي خود مردم بي دفاع آن منطقه را به خاك و خون كشيدند. يك سال پس از آن، فلسطين شاهد قتل‌عام «ديرياسين» بود كه باندهاي «ايرگون» و «اشترن» تحت فرماندهي مناخيم بگين نخست وزير اسراييل و وزيرخارجه‌اش اسحاق شامير در شب هشتم آوريل سال ١٩٤٨ به مردم بي‌دفاع اين دهكده يورش برده و ده‌ها زن و مرد و كودك را به قتل رساند و بند از بندشان جدا كرده و تعداد بي‌شماري از اجساد را در چاه آب دهكده انداختند و از اجساد باقي‌مانده، توده‌اي از استخوان و گوشت در كنار چاه به جا گذاشتند كه تعداد كشته‌شدگان ٢٥٤ نفر در تاريخ اين كشتار ثبت شده است.
حدود ٥ سال از اين واقعه نگذشته بود كه اهالي دهكده‌ي «قبيه» در كرانه‌ي غربي شاهد قتل عام ديگري بودند كه طي آن يك واحد ويژه، به نام «واحد ١٠١» ـ جمعي ارتش اسراييل كه افراد آن لباس نظامي نمي‌پوشند و انواع سلاح‌هاي مورد استفاده‌ي ارتش اسراييل را به كار نمي‌برند ـ به فرمانده‌ي آريل شارون در آخرين ساعات شب چهاردهم اكتبر ١٩٥٣ در حالي كه مردم در خواب بودند به اين دهكده حمله كردند. قاتلان به خانه‌ها يورش برده و به داخل آنها بمب دستي پرتاب مي‌كردند و اطراف خانه‌ها را مواد منفجره كار مي‌گذاشتند. واحد ويژه بعد از به شهادت رساندن ٦٩ نفر كه اغلب آنها زن و كودك بودند و مجروح كردن ٧٠ نفر ديگر و انهدام ٤٥ خانه، سحرگاه دهكده را ترك كردند. ارتش اسراييل بعد از قتل عام، ادعا كرد كه دخالتي در آن نداشته و مهاجمين يك عده افراطي بوده‌اند. شارون در اين زمينه گفت: «مسؤوليت اين كشتارها به گردن خود قربانيان است. سربازان واحد من عادت كرده بودند هر چند گاه به آن شهر بروند و پس از ويران كردن يك يا دو خانه به مقر خود بازگردند، ولي يك شب مردمان شهر در صدد بر آمدند تا روشي را كه سربازان من و هم‌چنين خودشان به آن خو گرفته بودند عوض كنند... البته مي‌دانيم عوض كردن هر شيوه‌اي همراه با پرداخت بهاي سنگين مي‌باشد و اين همان چيزي است كه براي ساكنان «قبيه» روي داد.»
در سال ١٩٥٦ و دو روز پس از حمله‌ي سه جانبه عليه مصر، نيروهاي اسراييلي مرتكب كشتار وحشيانه‌اي در شهر خان يونس در باريكه‌ي غزه شدند و درجريان حمله به خانه‌هاي شهر به بهانه‌ي كشف اسلحه ٢٧٥ نفر را كشتند و در همين سال بود كه اسراييلي‌ها حمله به «كفر قاسم» و كشتار خيل عظيمي از ساكنان اين روستا را در دستور كار خود قرار دادند.
روز ٢٩ اكتبر سال ١٩٥٦ و در كشاكش حمله‌ي سه جانبه عليه مصر، نيروهاي نظامي اسراييل كشتار دلخراشي مرتكب شدند كه در اثر آن ٤٩٠ نفر فلسطيني كه همگي از مزارع خود در اطراف «كفر قاسم» به خانه‌هاي خويش بازمي‌گشتند، كشته شدند. قتل عام «كفر قاسم» به اين صورت انجام گرفت كه مقامات اسراييل ابتدا از ساعت ٥ بعدازظهر مقررات منع عبور و مرور را به اهالي دهكده كه هنوز در مزارع خود بودند و چيزي در اين زمينه نمي‌دانستند تحميل كردند. مردم كه بعد از ساعت ٥ طبق معمول به دهكده باز مي‌گشتند در نزديك دهكده توسط سربازان اسراييلي متوقف و به رگبار بسته شدند.
در اگوست ١٩٧١ نيروهاي نظامي تحت امر شارون در «نوار غزه» دو هزار خانه را ويران كرده و ١٢ هزار فلسطيني را از خانه‌هايشان بيرون راندند، صدها جوان فلسطيني را دستگير و به صحراي سينا تبعيد كرده و ١٠٤ مبارز فلسطيني را به قتل رساندند.
در سال ١٩٧٦ كشتار بي‌رحمانه‌اي در «تل زعتر» آغاز كردند كه سال‌ها سعي شد تا نقش اسراييل در كشتار آن را در هاله‌اي از ابهام نگه‌دارند و كتمان شود و سر انجام چگونگي نقش اسراييل در اين كشتار افشا شد.
اين افشاگري بدين صورت بود كه آريل شارون كه زماني وزير دفاع اسراييل بود در پاسخ به حمله‌ي شديد رهبر اقليت شيمون‌پرز مبني بر اين كه وي؛ يعني شارون ارتش اسراييل را در قتل عام صبرا و شتيلا دخالت داده است، گفت: مگر ارتش اسراييل در جريان قتل عام تل‌زعتر به سال ١٩٧٦ دخالت نداشت. لازم به يادآوري است كه در آن زمان شيمون‌پرز وزير دفاع اسراييل بود. و اخيرا اعتراف كرده است كه اسراييل علاوه بر تعليم دادن و مسلح كردن «باندهاي كتائب» مخارج آن‌ها را نيز قبول كرده و در جريان محاصره‌ي ٦٠ روزه‌ي تل زعتر در ١٤ ماه اوت ١٩٧٦، ٢٠٠٠ نفر شهيد شدند.
و فاجعه‌اي كه هرگز از ياد نرفته و نخواهد رفت، معروف‌ترين جنايت اسراييلي‌ها به دست شارون در قتل عام اردوگاه «صبرا و شتيلا» است. اين اردوگاه از سحرگاه شانزدهم تا صبح غم‌بار هجدهم سپتامبر ١٩٨٢ شاهد يكي از بي‌رحمانه‌ترين فجايع تاريخ بوده است. به نوشته‌ي مطبوعات فالانژها نيز در اين جنايت با اسراييل همكاري بسيار نزديكي داشتند و چند روز پيش از فاجعه، شارون خود شخصا با رهبر نيروهاي فالانژ ديدار و مذاكره كرده بود.
طي ٦٢ ساعت، نيروهاي اسراييل و فالانژها وارد اردوگاه‌هاي صبرا و شتيلا شدند و تعداد بسيار زيادي از فلسطيني‌ها و لبناني‌ها را قتل عام كردند. احساس ترحم در وجود سربازان اسراييلي كشته شده بود، آنها حتي كودكان را نيز هدف گلوله‌ي خود قرار مي‌دادند. زنان، دختران و حتي زناني كه باردار بودند از حمله‌ي آنها در امان نماندند و بدن مردان نيز مثله شد. شايد تعداد دقيق قربانيان اين قتل عام هرگز مشخص نشود. اما كميته‌ي بين المللي صليب سرخ، تعداد قربانيان را در ابتدا ١٥٠٠ نفر و چهار روز بعد ٢٤٠٠ نفر اعلام نمود. چند روز بعد ٣٥٠ جنازه‌ي ديگر پيدا شد. در حالي كه در همان زمان نيروهاي اطلاعاتي ـ امنيتي اسراييل تعداد آنها را ٧٠٠ الي ٨٠٠ نفر ذكر كردند. ١٢ سال بعد از آن يعني در سال ١٩٩٤، يك صهيونيست وابسته به گروه افراطي «كاش» با حمله‌ي مسلحانه به نمازگزاران فلسطيني «مسجد حضرت ابراهيم در الخليل» تعداد ٢٩ نفر از آنها را به شهادت رساند. در سال ٢٠٠٠ آريل شارون با دو هزار نيروي نظامي وارد مسجد الاقصي شد و نمازگزاران اين مسجد را ـ كه اولين قبله مسلمانان است ـ مورد هتك حرمت قرار داد و نيروهاي ارتش اسراييل نمازگزاران مسجد را به گلوله بستند و ٦ نفر از آنان را به شهادت رسانده و ده‌ها نفر را مجروح ساختند و اين حادثه طليعه‌ي انتفاضه‌ي دوم گرديد.
اما هم‌زمان با شعله‌ور شدن آتش كينه و احساسات مردم فلسطين، اسراييل نيز طرح عمليات سركوب و كشتار آنها را به صورت گسترده دنبال كرد كه حاصل آن ايده‌ي حمله تمام عيار نظامي به اراضي، اماكن و جمعيت فلسطيني اراضي اشغالي بود كه توسط «ژنرال شائول موناز»، رييس ستاد ارتش اسراييل طراحي و به دولت شارون ارايه شد.
طبق اين طرح مي‌بايست تمامي تأسيسات اصلي حكومت خودگردان در غزه و كرانه‌ي باختري مورد حمله قرار گيرند. در نقشه‌ي اين عمليات به كارگيري ٣٠ هزار چترباز، تيپ‌هاي زرهي، هواپيماهاي جنگي، هلي‌كوپترهاي پيشرفته و تهاجمي آپاچي و تانك‌هاي مدرن مركاواي ٣ در نظر گرفته شده بود. بر اساس همين طرح بود كه حملات هوايي اف ١٦هاي اسراييلي به شهرهاي فلسطيني در دستور كار قرار گرفت و تأسيسات اداري، اقتصادي، تجاري، خدماتي و مقرهاي تشكيلات خودگردان و ستاد فرماندهي نيروهاي امنيتي و پليس فلسطين به عنوان اهداف حملات هوايي و زرهي درآمدند.
طبق طرح ژنرال موناز بايستي در مجموع حدود ٤٠ هزار تن از فلسطيني‌ها كشته و يا اسير و بازداشت شوند. پيش‌بيني موناز اين بود كه در اجراي اين عمليات حدود ٣٠٠ سرباز اسراييلي نيز كشته خواهند شد. طرحي براي كشتن ٤٠ هزار تن در مقابل از دست دادن تنها ٣٠٠ تن!
و سرانجام ٢٧ مارس سال جاري ميلادي (٢٠٠٢) (٧ فروردين ٨١) نيروهاي اسراييلي با بهره‌گيري از ٣٠ هزار سرباز، دو هزار تانك و ٤٠ فروند هواپيما و هلي‌كوپتر به اردوگاه جنين حمله كردند، اما به دليل مقاومت دويست فلسطيني مجهز به سلاح سبك به مدت ٧ روز نتوانستند وارد جنين شوند و نهايتا پس از تحمل ده‌ها كشته از روز هشتم با حركت بلدوزرهاي زرهي و تخريب خانه‌ها بر سر ساكنان، آن وارد جنين شدند. اين اردوگاه به مساحت ٤ كيلومتر ١١ هزار سكنه فلسطيني را در خود جاي داده است كه هنوز معلوم نيست چه تعداد از اين افراد را به خاك و خون كشيده‌اند، ليكن كشف گورهاي دسته جمعي از فلسطيني‌هاي قتل عام شده هر روز بيشتر از پيش دامنه و گستره‌ي وسيع اين جنايت هولناك و بحران بشري را به نمايش مي‌گذارد. در همين حال آخرين آماري كه از سوي وزارت بهداشت تشكيلات خودگردان فلسطين منتشر شده، حاكي از آن است كه انتفاضه‌ي مسجد الاقصي از ٢٩ سپتامبر ٢٠٠١ تا پايان ژوئن ٢٠٠٢ (به مدت نه ماه) در كل اراضي اشغالي سال ١٩٦٧ و ١٩٤٨ تعداد ٥٨٤ شهيد و ٧٣٨/٢٦ مجروح به همراه داشته است بر طبق اين آمار تعداد شهداي غزه ٢١٠ شهيد و ٢٩٨ شهيد ديگر نيز از كرانه‌ي باختري مي
باشند. تعداد مجروحان غزه ٦٩٩٥ نفر و در كرانه‌ي باختري ١٠٣٠٨ نفر است. بايد خاطرنشان كرد كه نام ٦٣ شهيد ديگر در ليست وزارت بهداشت ثبت نشده است و اين به دليل سياست تشديد محاصره و قطع خطوط ارتباطي است كه نيروهاي اشغالگر صهيونيستي آن را برتمام مناطق فلسطيني از زمان شعله‌ور شدن انتفاضه تحميل كرده است از اين تعداد ٨٤٣٥ نفر معالجه سرپايي شدند. لازم به يادآوري است كه تعداد شهداي اراضي اشغالي ١٩٤٨ به ١٣ شهيد و يكهزار مجروح رسيده است.
تعداد كودكان شهيد بالاي ١٥ سال در قدس و كرانه‌ي باختري و غزه ٤٢٦ شهيد و تعداد شهداي زير ١٨ سال ١٥٤ نفر است. البته در جريان اين حملات ٤٢٧ كودك نيز معلول شدند. اين آمار نشان مي‌دهد كه مجروحيت در قسمت پايين بدن ٣/٢٥ درصد و در سر و گردن ٢٣ درصد و مجروحيت در نتيجه‌ي استنشاق گاز ٥/١٥ درصد است. جراحت در اندام فوقاني ٤/١٥، در سينه ٥/٧ درصد و مجروحيت‌هاي مختلف جسمي به ٥/٥ درصد و شكم ١/٥ درصد و مجروحيت‌هاي ديگر ٧/٢ درصد است. نوع اسلحه‌اي كه منجر به مجروح شدن مي‌شود نيز مهم است. تعداد مجروحيت‌ها بر اثر گلوله‌ي جنگي ٢٥/٣٦ درصد و گلوله‌هاي پلاستيكي ٢٨ درصد و استنشاق گاز اشك‌آور ٤/١٥ درصد و اصابت تركش ٥/٦٠ درصد و در نتيجه‌ي افتادن ٦٠/٤ درصد است. از مجموع اين آمار اين نتيجه‌ي قابل اهميت به دست مي‌آيد كه قصد سربازان اسراييلي هنگام هدف‌گيري، كشتن فلسطيني‌ها است، نه مجروح كردن آنها.
و اين تنها بخشي از حجم جنايت‌هاي بسيار گسترده‌ي اسراييل در حق مردم مظلوم فلسطين است كه در عين دشواري و ديرباوري در حافظه‌ي تاريخي ملت‌هاي جهان، به خصوص ملت فلسطين ثبت شده و تحت هيچ شرايطي از اذهان بيدار جهانيان زود محو نخواهد شد.